تولدت مبارک طاها جون

سالها پیش خواب دیدم ,خواب یک کودک شیرین و وقتی او را به آغوش کشیدم گفتم چه خوب است
مادر بودن!ماها بعد گفتند پسری در راه است. آرام آرام رشدت را و بزرگ شدنت را تصور کردم.
هر روز بزرگتر میشدی و من عاشق تر و ما باورمان میشد که قرار است نام دیگری انتخاب
کنیم : مادر و پدر ....... شاید همان روزها باورم شد که این عنوان ابدیست و هرگز از من
جدا نخواهد شد . خیلی حرفها با تو زدم و تو هیچ نگفتی ,روزهایی بود که دلم میگرفت,روزهایی
بود که خسته میشدم اما تو همیشه آنجا بودی و هر تکانت به من امید میداد و عشق بود که شعله
میگرفت. خوشحالم برای در آغوش گرفتنت,برای نوازشت ,برای بودنت و خوشحالترم برای
مادر و پدر شدن .یک سال از کنار ما بودنت گذشت. چه شیرین و چه زود گذشت و حالا تو
یکساله شدی پسرم. تو با ارزشترین هدیهء خدا به ما بودی و حالا ای بهترینم سالروز بودنت را
با تمام وجودم به تو تبریک میگویم"تولدت مبارک"

/(577).gif)

/(596).gif)

وای پسرم یکساله شده. تولدت مبارک عزیزم . نمیدونی توی این یکسال که گذشت چقدر به زندگی
مامان و بابا شیرینی و شادی دادی پسرم .منو بابا بهترین و قشگترین لحظه های زندگیمونو با همدیگه و در
کنار تو داشتیم عزیزم .پسرم تو حالا که یکسالت شده برای تولدت کلی پشرفت داشتی و حسابی مرد شدی.
حالا دیگه چهارتا دندون در آوردی و دیگه میتونی روی پاهای قشنگت به ایستی و تقریبا هم بدونه کمک یه قدم
هم راه میری. کلی کلمه میگی "ماما بابا آبه, دد ,به به, بابای......"خلاصه که برای تولد یکسالگیت
کلی پشرفت کردی عزیزم.
پسرم اولین تولدت رو با هم کنار دریا بودیم تو هم کلی کادو گرفتی
اینجا همه بهت کادو دادن چه کادوهای قشنگی : قطار ,ماشین پتو, سرویس حوله
در ضمن مامان جون و بابا جون و خاله الهه و عزیز هم بهت کلی پول دادن دستشون درد نکنه .خلاصه پسرم
کلی بهت خوش گذشت و از تولدت کنار دریا حسابی لذت بردی. بازم میگم پسرم " تولدت مبارک "


تولدت مبارک طاها جون 
